فضل الله مهتدى

57

خاطرات زندگى صبحى و تاريخ بابيگرى و بهائيگرى ( فارسى )

صبحى گرفته شد . « 1 » در « كتاب صبحى » از روابط روس و بهائيان كمتر سخن به ميان آمده است ، ولى در « پيام پدر » اين روابط تا حدودى آشكار شده است . در مورد فعاليت بهائيان در عشق‌آباد و آزادى عمل آنها آمده است : « در اين شهر و شهرهاى ديگر مسلمان‌نشين همه‌ى بهائيان آزاد بودند و فرمان‌روايى روس تزارى دست آنها را در هر كار باز گذاشته بود ؛ چنان كه به نام مشرق الاذكار نمازخانه ساخته بودند و از روز نخست كه در گوشه و كنار كشور ايران مردم در آن شهر گرد آمدند و زهرچشمى از مسلمانان گرفتند و اگرچه گزارش آن را در دفتر ديگر نوشته‌ام ، ولى باز بد نيست كه يادآور شوم . « 2 » چون بازار داد وستد و كار بازرگانى در عشق‌آباد گرم بود ، بسيارى از مردم يزد و آذربايجان و خراسان روى بدان شهر نهادند و پادشاهان و فرمانروايان روس به بهائيان كمك شايانى مىكردند و چون سازمان روبه‌راهى داشتند انجمن‌ها براى خواندن مردم به كيش بهائى بر پا نمودند ، ولى چون در كارهاى خود آزاد بودند و چيزى از مردم نهان نمىداشتند و مردم به همه‌ى كارهاى درون و بيرون آنها آگاه بودند و نمىتوانستند گندم‌نمائى و جوفروشى كنند ، كسى از مسلمانان عشق‌آباد و ديگر شهرها به آنها نگرويد . « از موارد قابل توجه ، همكارى بهائيان با مأموران روسيه‌ى تزارى عليه ايران است . سيد مهدى قاسم‌اف يكى از بهائيان است كه با فيدورف روسى همدست شد . در روزنامه‌اى كه به هزينه روس‌ها تحت عنوان « مجموعه‌ى ماوراء بحر خزر » به زبان فارسى منتشر مىشد ، به همكارى پرداخت و : « به سود آنان ( روس ) و زبان ايران

--> ( 1 ) . همان ، ص 115 ( 2 ) . همان ، ص 127